تبلیغات
برو بچ رزمیکار - بررسی ورزشهای رزمی جهان با توجه به تحولات جامعه شناختی و تاریخی
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : حسن کاظمی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما کدام ورزش رزمی از همه قوی تر است؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.bahar22.com رفتن به بالای صفحه
برو بچ رزمیکار
- همچون ببری درنده و خشمگین باش اما از کنار آهوی بی پناه به آرامی گذر کن
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
 
بررسی ورزشهای رزمی جهان با توجه به تحولات جامعه شناختی و تاریخی قسمت دوم

۳- سبکهای کره‌ای:

بر خلاف آنچه در کشور ژاپن مشاهده کردیم در کشور کره بجای نبرد میان مردم و فئودالها، جنگ میان حکومتهای محلی در غرب چین بدلیل نبود یک حاکمیت مقتدر، قابل مشاهده است. مردم کره مردمی خشن‌تر و آتشین مزاجتر از دیگر کشورهای شرق آسیا هستند. بهمین دلیل هنر رزمی ویژه آنها یعنی تکواندو منتظر نزدیک شدن به حریف جهت اجرای تکنیکها (آنطور که در هنرهای رزمی ژاپنی معمول است) نمانده و بر مبارزه در فاصله دورتر تمرکز می‌یابد و بیشتر بر ضربات پا تکیه دارد. البته بلندتر بودن قد مردم کره نسبت به چینیها و ژاپنیها را هم نباید در انتخاب این روش مبارزه از نظر دور داشت. بطور کلی کره‌ایها هم متاثر از چین و هم متاثر از ژاپن بوده‌اند و این مطلب را می‌توان در هنرهای رزمی دیگرِ کره مشاهده کرد. بطوریکه رشته رزمی «هوا رنگ دو» با حرکات نمایشی بیشتر متاثر از سبکهای چینی و رشته «هاپکیدو» متاثر از سبکهای ژاپنی قرار داشته است. البته کره‌ایها تمایل زیادی به ایجاد رشته‌های ترکیبی داشته‌اند بطوریکه رشته‌هایی مانند «کوک سول وان» و «هان مو دو» را در دهه‌های اخیر می‌توان نام برد.

۴- سبکهای فلیپینی - اندونزیایی:

مردم فیلیپین همچون دیگر مردم مجمع الجزایر نشین آسیای جنوب شرقی متاثر از فرهنگ هند و منشعب شده از همان نسل می‌باشند. به همین دلیل نیز آنان را مجموعه هند شرقی می‌نامیدند. بدلیل قرارگیری در مناطق استوایی و آب و هوای گرم و محصولات کشاورزی، این ناحیه بیش از ۶۰ درصد آنها را کشاورزان تشکیل می‌دهند و در زندگی مبتنی بر کشاورزی خویش از آداب و رسوم و حرکات ناشی از شغل خویش در حرکات و مبارزه خود استفاده می‌نمایند.

آنچه بیشتر از همه در سبکهای مبارزاتی فیلیپین قابل توجه است یکسان بودن پایه حرکات در حالت بدون سلاح و حالت دارا بودن سلاح است که فراگیری آن را از نظم و قانونمندی خاصی برخوردار می‌سازد. وجود محیط استوایی و فراوان بودن نیزارها در این مناطق و لزوم عبور از آنها، فیلیپینیها را وادار به استفاده از نوعی شمشیر کوتاه با تیغه پهن (شِلی) نموده است که از یک سو در میان نی‌ها گیر نکند و از سوی دیگر برای قطع نی‌ها احتیاج به قرار گرفتن قسمت اعظم طول شمشیر در میان نی‌ها نباشد. بهمین دلیل تمرکز در این شمشیرها بر برش توسط قسمت هلالی بالای شمشیر است.

زمانی که از دو شمشیر جهت عبور از نیزارها استفاده می‌شود از ضربات راست و چپ مورب جهت برش استفاده می‌شود که این روش در مبارزه با شمشیر دقیقا تقلید می‌گردد. از طرف دیگر نی‌های بریده شده نیز خود می‌توانسته‌اند بعنوان سلاح مورد استفاده قرار گرفته و بصورت تک یا دوبل استفاده شوند.

مبارزات مردم فیلیپین برای آزادی، قدمتی طولانی ندارد. زیرا استثمار در این سرزمین به نظام جدید سرمایه‌داری و توجه آن کشورها به فیلیپین بعنوان منبع تهیه موارد اولیه صنعتی باز می‌گردد. «کالی» را به عنوان مادر هنرهای رزمی فیلیپین می‌شناسند. هنگامی که این کشور تحت تسلط اسپانیا بود انجام کلیه هنرهای رزمی در این کشور ممنوع و جرم محسوب می‌شد. عناصر سبک رزمی کالی در بازیهای محلی و رقص‌های ذاتی مردم این کشور پنهان بود و تحت تاثیر نفوذ اسپانیایی‌ها، هنرهای رزمی و ذاتی مردم فیلیپین به نامهای اسکریما، استوکادا، آرنیس و دمانویا آرنیس شناخته شدند.

کالی از جنوب این کشور می‌آید، آرنیس از شمال و اسکریما متعلق به مرکز این کشور می‌باشد. دوازده منطقه مبارزه در کالی وجود دارد، اسکریما هشت یا نه منطقه مبارزه دارد و آرنیس هم دارای چهار تا شش منطقه مبارزه است. استفاده از چوب کوتاه یا یک خنجر بلند، استفاده از دو اسلحه به صورت همزمان که شامل یک شمشیر و یک خنجر می‌باشد، مبارزه با دستان خالی که در آن از ضربات مشت، لگد و یا گلاویز شدن با حریف استفاده می‌شود. استفاده از میله و نیزه و زدن ضربه به طور همزمان، استفاده از سلاحهای قابل انعطاف همچون شلاق، طناب دندانه‌ای، سلاح‌های پرتابی مانند کمان و تفنگ بادی از جمله روش‌های مبارزه در این سبک‌ها محسوب می‌شوند. میله‌هایی که در سبک آرنیس استفاده می‌شوند عمدتا از جنس چوب هستند و یا از جنس نوع خاصی از بامبوی فیلیپینی که به آنها «راتان» گفته می‌شود. طول آنها معمولا هفتاد سانتیمتر و قطرشان دو سانتیمتر است. در اسکریما و آرنیس، مبارزان بیشتر از میله یا چوب استفاده می‌کنند و در کالی، سلاح مورد استفاده تیغه یا شمشیر است. اما نکته مشترک بین همه این سبکها، هندسه است.

در ضربات دفاعی و به هنگام حملات، همه حرکات، خطوط و مسیرها و همچنین زاویه‌های انتخاب بسیار مهم می‌باشند. استفاده مستقل از دستها و یا دستها و پاها توامان با اجرای تکنیکها، نیازمند کسب تجربه بسیار می‌باشد. در هنرهای رزمی فیلیپینی، استفاده از زانو، آرنج، لگدهای کوتاه و مشت در هنگام ایجاد فاصله بسیار نزدیک بین دو مبارز آزاد است. ضربه با سر، گرفتن حریف، پرتاب، ضربه با آرنج، شانه، قوزک و زانو نیز آزاد می‌باشد. اگر چه واژه اسپانیایی (آرنیس دی مانو) عملا به معنای هنر مهار کردن حرکات دست می‌باشد. ولی به روشی از دفاع شخصی اطلاق می‌شود که مبداء پیدایش آن کشور فیلیپین بوده و محور اصلی آن استفاده از شمشیر، ترکه‌های چوب و سایر سلاحها می‌باشد. در این هنر رزمی تکنیکهای دست غیر مسلح در درجه دوم اهمیت قرار دارند. آن زمان که این روش مبارزه برای مدت زیادی در اروپا کم شناخته شده بود، به واسطه مهاجرت شمار زیادی از فیلیپینیها به آمریکا در آن کشور رواج یافته بود. علیرعم اینکه این هنر رزمی در ابتدا «کالی» نامیده می‌شود در حال حاضر غالبا «آرنیس دی مانو» یا به عبارت دیگر اسپانیایی آن «اسکریما» خوانده می‌شود که معنای عام آن زد و خورد یا مبارزه می‌باشد. این هنر رزمی دارای تاریخ طولانی و پر فراز و نشیبی می‌باشد که می‌توان در تعقیب آن به سال ۱۵۱۲ میلادی بازگشت. زمانیکه فیلیپین در سیطره اسپانیا قرار گرفته بود ، آموزش آرنیس دی مانو همتراز آموزش خواندن و نوشتن، آموزشهای مذهبی و زبان سانسکریت اعمال می‌شد و به مثابه گونه‌ای از آموزش نظامی کودکان و نوجوانان در کلاس جنگ و محاربه وضع گردیده بود. اسپانیاییها در راه تحمیل اراده خود بر ساکنان فیلیپین که با استفاده از خنجر و چوب مرتکب اقدامات مرگبار می‌شدند با معضلات جدی مواجه بودند. چرا که ابهت اسپانیهاییها فقط در سایه استفاده از سلاح گرم متجلی می‌گردید. در طی قرن هجدهم که اسپانیاییها به فیلیپین سلطه داشتند آموزش و تمرین آرنیس دی مانو مطلقا ممنوع بود (همانگونه که ژاپنی‌ها حمل سلاح را برای ساکنین اوکیناوا ممنوع کرده بودند). حمل یک قداره یا خنجر نیز ممنوع بود. این محدودیتها جهت متمدن کردن فیلیپینیهای آتشی مزاج اعمال می‌گردید. در این شرایط بود که آرنیس دی مانو تبدیل به یک هنر رزمی سری گردید که بطور مخفیانه آموزش داده شده و تدریس می‌گردید (همانند کاراته در اوکیناوا). زمانیکه آرنیس دی مانو از دنیای سری خود خارج شد برای اسپانیهاییها غیر قابل تشخیص بود. چرا که این هنر رزمی در قالب رقصی متناسب با موسیقی محلی فیلیپینی پدیدار شده بود. رقصی که ضمن انجام حرکات زیبا و جذاب و بدون اسلحه انجام می‌شد. این رقص برای اسپانیاییها تا حدی جذاب بود که اجازه دادند در تشریفات و آیین‌های عمومی نیز اجرا شود. بهر حال آرنیس دی مانو در مقامی زنده و پایدار متجلی شد بگونه‌ای که نیروهای اشغالگر بعضا اثرات آنرا در اماکن آشوبزده مشاهده می‌کردند. با گذشت نسلها این سیستم مبارزه‌ای محلی در نزد عامل مردم تحت عنوان آرنیس دمانو شناخته، زنده نگهداشته و به نسلهای بعد سپرده شد. هنگامیکه حکومت استعماری اسپانیاییها در سال ۱۹۸۹ میلادی به پایان رسیده و زمان امور به دست آمریکاییها سپرده شد، ممنوعیت تمرین آرنیس دمانو لغو گردید. با وجود اینکه رقابتهای این رشته ورزشی در تعطیلات عمومی و بصورت آزاد برگزار می‌گردیدند، هنوز اساتید این فن از آموزش عمومی تکنیکهای آن خودداری می‌کردند و آرنیس در غالب یک هنر سری باقی ماند. با گذشت سالها مبارزات فراوانی انجام شد، چرا که آن زمان ژاپنیها بر علیه فیلیپین اعلام جنگ کرده و به حریم آن کشور تجاوز نمودند و تعدادی زیادی از فیلیپینیها در کنار آمریکاییها درگیر جنگهای تن به تن و چریکی شدند. شواهد دال بر این وجود دارد که در موارد متعددی، افراد زندگی خود را مرهون آموزشهای آرنیس دمانو بوده‌اند. سلاح رسمی آن کارد سنگین و بزرگی بود که به سلاح سنتی آنها یعنی ساطور شباهت داشت و حکایت از آن می‌نمود که آنها توانسته‌اند در خلال مبارزات انجام شد در یک دوره زمانی طولانی تکنیکهای مبارزه خود را اصلاح کنند. یکی از سلاحهای مشترک میان رشته‌های رزمی چینی و ژاپنی و فیلیپینی سلاح معروف نانچیکو است. دلیل این موضوع آنست که نانچیکو بعنوان ابزاری جهت شالی کوبی به شکل دستی استفاده می‌گردید و وجود برنج کاری در این سه کشور باعث اشتراک در استفاده از این وسیله گشته است. زیرا همانگونه که ذکر گردید، این رشته‌ها در واقع مبارزه و زندگی می‌باشند که در اثر نوع زندگی و نیازهای موجود طراحی شده و تغییر یافته‌اند.

اندونزی، چهارمین کشور پرجمعیت دنیا محسوب می‌شود. اندونزی متشکل است از ۳۷۰۰ جزیره که از این تعداد ۳۰۰۰ جزیره مسکونی است. مردم این کشور در سواحل جزایر و یا در دره‌ها و بخصوص در جزیره جاوه زندگی کرده و کشاورز می‌باشند. بیشتر جزایر اندونزی، غیر قابل سکونت هستند. این کشور، آب و هوای گرم و استوایی داشته و بارانهای موسمی سبب رونق کشاورزی می‌شود. سنتهای اسلامی با نفوذ اسلام در این کشور با عناصر اسطوره‌ای، حضرت آدم، نخستین حاکم جاوه قلمداد می‌شود. اما پس از گذشت چهار نسل، اخلاف او به عده‌ای از قهرمانان فرهنگی جاوه‌ای تبدیل می‌شوند که با خدایان هندو درهم می‌آمیزند. اندونزی نیز دارای مشخصاتی مشابه فیلیپین چه از لحاظ تاریخ استعمار و مبارزاتی و چه از لحاظ نژاد و سبک زندگی و امرار معاش می‌باشد. این کشور یکی از مستعمرات دوران نوین استعمار توسط کشور هلند به شمار می‌رود که اندونزی و مالزی را مستعمره خود در بخش هند شرقی قرار داده بود. نتیجتا مبارزات مردم آن نیز در همین زمان توسعه پیدا کرد. از قرن هفدهم، هند شرقی مهم‌ترین و سودآورترین بخش امپراطوری هلند به شمار می‌رفت. به غیر از اشغال کوتاه مدت بریتانیایی‌ها (۱۸۱۱ تا ۱۸۱۴) و قیامهای گاه گاهی محلی، هلند کنترل این کشور را تا ۱۹۴۲ حفظ کرد.

در این سال ژاپنی‌ها به این مستعمره هجوم آوردند و به عنوان آزاد کنندگان کشور از حکومت استعماری مورد استقبال اکثر اندونزیاییها قرار گرفتند. این تعلق خاطر در تاثیرپذیری نحوه مبارزات و روشهای رزمی آنان از ژاپن تاثیر به سزایی داشت. در کنار آن مردم اندونزی رسوم و آیینهای مشترک در میان نژادهای مشابه خویش مانند تایلند و ... را نیز از یاد نبرده و با تلفیق این روشها سیستم مبارزه‌ای ویژه‌ای به نام «پنچاک سیلات» در میان این مردم شکل گرفت. پنچاک سیلات واژه‌ایست که به هنرهای رزمی کشور اندونزی اشاره دارد. این نام در سال ۱۹۴۸ به عنوان یک اصطلاح واحد برای توصیف سبکهای مختلف رزمی اندونزی ابداع شد و از دو بخش پنچاک واژه مرسوم برای هنرهای رزمی در جاوه شرقی و مرکزی و سیلات واژه مرسوم در سوماترا تشکیل شد. در کاربرد امروزین اما معمولا پنچاک به بخشهای نمایشی این هنرهای رزمی و سیلات به جوهره جنگی و دفاع شخصی آن اشاره دارد.

۵- سبکهای تایلندی - کامبوجی - لائوسی:

کشور بودایی تایلند که قرنها به همراه کشورهای لائوس و کامبوج مجموعا به نام سیام شناخته می‌شد، شاهراه مذهب، فرهنگ و مهاجرت آسیای جنوب شرقی بوده است. تایلند کنوبی به سال ۱۲۳۸ ایجاد شده و برخلاف کشورهای منطقه، هیچگان مستعمره و تحت تسلط قدرتهای اروپایی نبوده است. این موضوع در سبکهای مبارزاتی آنان به این دلیل دارای اهمیت است که نمی‌توان برای مبنای شکل گیری آنها به دنبال سیستمهای مبارزاتی جهت آزادی از سلطه استعمارگران بود. زیرا کلمه تای به معنی آزادی است و تایلند یعنی سرزمین آزادی‌ها. قرنها پیش، مردمی از جنوب چین به تدریج به «سوخوتای» تایلند کنونی مهاجرت کرده و به تدریج در مناطق حاصلخیز کناره رودی در جنوب این کشور ساکن شدند. در اوایل قرن ۱۴، تایلندی‌ها شهر کوچکی را در سوخوتای بنا کرده و در اواسط این قرن نیز آنجا را به پادشاهی مستقل تایلند تبدیل کردند که پیدایش زبان ، فرهنگ و معماری این کشور هم متعلق به همین دوره است. تایلند محل تلاقی دو فرهنگ بزرگ آسیا یعنی چین و هند است. در زندگی روزمره تایلندی‌ها فرهنگ چینی‌ها اضافه شده در صورتیکه فرهنگ تایی عمدتا بودایی و برهمایی است. هند نفوذ قوی در فرهنگ تایی دارد. تایلند را اغلب با نام سرزمین لبخندها می‌شناسند. زیرا که مردم آن تقریبا همیشه در هر موقعیتی لبخند بر لب دارند. در تایلند معمولا با چسباندن دو کف دست به یکدیگر در مقابل سینه، به دیگران سلام می‌کنند که این حرکت وای نامیده می‌شود. مردم این کشور همانند بسیاری از فرهنگ‌های آسیایی، احترام بسیاری برای اجداد خود قائل هستند و در واقع یکی از مهمترین جنبه‌های فرهنگ آنهاست بطوریکه برای احترام به بزرگترهای خود، در مقابل آنها خم می‌شوند. افراد مسن‌تر نیز همیشه در تصمیمات یا مراسم خانوادگی نقش اول را دارند. تایلندی‌ها بسیار میهمانواز هستند اما در عین حال فاصله طبقاتی برای آنها مهم است. آنها انسانهایی صبور و اهل مدارا بوده و از رفتارهای تند و توهین آمیز دوری می‌کنند. تابلوهای آنها نیز بیشتر در زمینه مذهب و سلطنت است. به همین دلیل عناصر سلطنتی بر آنان و اعتقاداتشان تاثیر کامل نهاده است و شکل ‌گیری موی تای بعنوان روش مبارزه شاهان جهت تسخیر مقام پادشاهی (نه مبارزه مردمی در جهت آزادی) در اسطوره‌های آنان راه پیدا نموده است.

«موی تای» هنر رزمی و روشی است که در آن از ضربه‌های مشت، آرنج، زانو و پا استفاده می‌شود و قبلا ضربه‌ سر را نیز سلاح مجاز می‌دانستند. موی تای امتحان قدرت است و در آن از قسمتهای مختلف بدن و حتی اسکله‌های بدن بعنوان سلاحی در نبردها استفاده می‌شود و هیچ عضوی از بدن غیرفعال نمی‌ماند. در واقع می‌توان گفت که «موی تای» نبرد با سلاحهایی است که همیشه همراه آدمی است و افراد بشر بطور خدادادی از آن بهره‌مند هستند. موی تای به عنوان بخش ضروری فرهنگ تایلند از دوران کهن بر جای مانده است و افرادی که تای بوکسور بودند و یا در این رشته مهارت داشتند، اغلب لقب «مردان شریف» را می‌گرفتند. در دوران قدیم افرادی که می‌خواستند به فرمانروایی و حکومت دست یابند، مجبور بودند که از بین هجده سبک موی تای، چهار سبک آن را بیاموزند. این چهار سبک شامل «کانیکا» هنر حرکات بدن، «آتیاسا» تاریخچه اجداد قهرمان، «مایا» هنر مشت زنی و «مونتا» دانستن طلسم افسانه‌ای بود و به همین علت موی تای یکی از مهارتهای پادشاهان در زمانهای قدیم بوده است.

در گذشته مردم تایلند هنگام نبرد با کشورهای دیگر جهت تقویت روحیه نیروی خود دعاهای خاصی می‌خواندند و به شلوار و پیراهن سنتی از پارچه‌ و کمربندهای مخصوص به عنوان محافظ در مقابل نیروهای هیپنوتیزم کننده استفاده می‌کردند که به اختصار از آنها نام می‌بریم:

۱- مونگون (سربند): مردم تایلند بر این اعتقاد بودند که قدرتهای جادویی و هیپنوتیزم کننده به بالاترین قسمت بدن انسان یعنی سر تاثیر فراوان می‌گذارند. لذا مردها نوار پارچه‌ای را که علائم و نشانه‌های دعا بر آن نقش بسته بود، به دور سر خود می‌بستند. از این رو طرفداران سرسخت موی تای استفاده از «مونگون» را مرسوم نمودند.

۲- پراچیات (بازوبند): استفاده از پراچیات یا بازوبند از دیگر اعتقادات مردم تایلند بوده است. شواهد تاریخی و باستانی نشان می‌دهند که در گذشته‌های دور اغلب مبارزان تایلندی هنگامی که می‌خواستند به میدان جنگ وارد شوند، نوار باریکی را به دور بازوی خود می‌بستند و معتقد بودند این پوشش به آنها نیرو داده و آنها را از خطر محفوظ می‌دارد.

از گذشته‌های دور تاکنون، اردوهای کشورهای مختلف برای نیروهای نظامی خود نوعی موزیک را در نظر می‌گرفتند که در هنگام جنگ از آن برای تقویت روحیه نیروهای خود استفاده می‌کردند. از آنجایی که هنر موی تای در گذشته جزء تمرینات نیروهای نظامی و سربازان سرزمین تایلند بوده است، در حال حاضر در این کشور مبارزه و مسابقه «تای بوکسینگ» با صدای طبل و نوعی موسیقی همراهی می‌شود که بدین وسیله مبارزین را تحریک می‌نماید تا با تبادل ضربات سنگین از تحرک باز نمانند و یکدیگر را به مبارزه بطلبند. مردم تایلند موسیقی سنتی «سارما» در رینگ تای بوکسینگ را سمبلی از احترام و تکریم و آن را برای ایجاد حس قدردانی و تشکر از افرادی می‌دانند که تای بوکسور را به این مقام رسانده‌اند. بوکس لائوسی نیز از لحاظ تکنیکهای مورد استفاده بسیار شبیه موی تای بوده ولی حرکات مقداری شکننده‌تر اجرا می‌شوند.

نوشته: آقای علیرضا کمالی





نوع مطلب : مقاله و کتاب، 
برچسب ها :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب